عالم آل محمد چگونه حقانیت مکتب اهل بیت را اثبات کرد؟

  • یکشنبه 28 آبان 1396 23:07
  • شناسه 12020
عالم آل محمد چگونه حقانیت مکتب اهل بیت را اثبات کرد؟

حیثیت علمی امام، مهمترین عامل در توسعه مذهب شیعه به حساب می‌آمد. به ویژه که مبانی فکری شیعه نیز در آن شرایط، مشخص شده بود و طبعا مرجعیت علمی امام، توسعه فکر شیعی را دربر داشت.

 در سال 200 هجری خلیفه مامون نامه ای نوشت و امام رضا(ع) را به مرو فرا خواند، و«رجاء بن ابی الضحاک»، خویشاوند «فضل بن سهل» وزیر و «فرناس خواجه» را برای همراهی امام در این سفر فرستاد. منابع شیعی به جای فرناس از یاسر خواجه نام می برند که بعداً به صورت خادم خصوصی امام در می آید و پس از شهادت امام در قم روایت می کند[1]. امام ابتدا دعوت مأمون را نپذیرفت. بدنبال آن اصرارهای مأمون به تهدید تبدیل شد و بالاخره پس از تهدیدهای فراوان[2] امام مجبور شد تا به مرو بیاید. امام در سال(201 ه.ق) رهسپار مرو شد[3].

بیشتر منابع سفر حضرت را از بصره، اهواز و فارس ذکر کرده اند. این واقعیتی کاملا آشکار است؛ مأمون برای اینکه امام در مسیر خود به شهرهای شیعی برخورد نکند، دستور داده بود تا او از بصره به طرف اهواز، از آنجا به فارس و بعد به خراسان آورده شود[4]. بنابراین نظر «یعقوبی» هم که می گوید: رجاء از راه بغداد و نهاوند«ماه البصره» سفر کرد اشتباه است[5]. با وجود تمهیدات مامون؛ امام در بسیاری از آبادهای مسیر حرکت مورد استقبال قرار گرفت. از جمله وقتی امام به نیشابور رسید، در آنجا یکی از پرجمعیت‌ترین اجتماعات برای استقبال از امام برپا شد.

نیشابور در روزگاران قدیم مرکز بزرگ فرهنگی و علمی به شمار می‌رفت که بزرگانی از نقاط مختلف دور و نزدیک در آن اقامت گزیده، به امور علمی و تحقیقاتی اشتغال داشتند. [6]حضور امام رضا (ع) در نیشابور نقطه عطفی در تاریخ تشیّع این منطقه (و به دنبال آن در ایران) به شمار می آید. بدیهی است که حضور شخصیتی چون امام رضا (ع) در نیشابور، در شرایطی که اوضاع سیاسی- اجتماعی به گونه ای بود که آوازه علویان در اطراف و اکناف جهان اسلام، به ویژه ایران پیچیده بود، مهم ارزیابی می شد.

عقل، روایت و تفسیر شاکله استدلات امام رضا در مناظرات

علی بن موسی الرضا(ع)‌ طی دوران اقامت خود در مرو، برای ترقی اندیشه و اعتقادات مردم خراسان بسیار تلاش نمود و با مناظره‌های علمی با اهل کتاب و نحله‌های فکری گوناگون، موجبات اعتلای معرفت و بینش دینی این منطقه را فراهم آورد. آن حضرت، با تشکیل محافل علمی، کلامی و حدیثی به دفاع از اصول اسلام و فرهنگ اهل بیت پرداخت و به شبهات و ایرادات فِرَق مختلف پاسخ داد.[7] شمار مناظرات امام رضا(ع) با اهل کتاب و نمایندگان مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان، صابئین و فرق اسلامی بسیار است[8]. مباحث این مناظرات علمی دربارة آفرینش جهان، توحید، صفات خداوند، انبیای الهی و عصمت آنان، جبر، اختیار و امامت، تفسیر آیات گوناگون قرآن، فضایل اهل بیت(ع)، احادیث، دعا و احکام دین بود[9].

امام رضا علیه السلام  که عقل را اولین حجت خدا معرفی می­کردند[10] در گفتگوهای دینی از استدلال­های عقلی وبراهین منطقی استفاده می­کردند. اثبات صانع از طریق برهان نظم برای یک زندیق، نمونه‌ای از کاربست عقل در مسائل کلامی است[11].

علاوه بر ابزار عقل، بهره­جویی از نصوص دینی نیز در مناظرات کلامی بسامد بالایی دارد. به عنوان نمونه معتزلیان مرتکب گناه کبیره را نه مومن و نه کافر ‏دانسته، آن فرد را در شمار فاسقان قرار می‏دادند[12]، که امام رضا علیه السلام  با تمسک به آیه «…إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَهٍ لِلنَّاسِ عَلی‏ ظُلْمِهِمْ…[13]» فرمودند: قرآن در این مسئله بر خلاف باور معتزله نازل شده است[14].

راهکار دیگر حضرت رضا علیه السلام  به منظور اثبات ناراستی افکار و عقاید، اشاره به منشأ شکل‌گیری آن باور است. اشارات آن حضرت به  برداشت ناصواب از آیات قرآن و روایات و همچنین جعل احادیث از این قبیل است. به عنوان نمونه آن حضرت نحوه استدلال قدریه[15] به آیه «… إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ…[16]» را نادرست دانستند، چرا که آنان تنها به ابتدای آیه توجه نموده و تتمه آن را تأویل نموده‌ بودند[17].

همچنین آن حضرت به برداشت تجسیمی از روایت «إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ آدَمَ عَلَى صُورَتِهِ» اشاره کرده[18] ضمن اظهار تعجب فرمودند: «به تحقیق آن‌ها ابتدای حدیث را حذف کرده‌اند». سپس شأن صدور روایت را مربوط به درگیری دو شخص، و توصیه پیامبر(ص) به عدم تقبیح چهره یکی از آن‌ها که شبیه صورت حضرت آدم علیه السلام  بود دانستند.[19]

سومین ابزار امام رضا علیه السلام  جهت هدایت ادیان و مذاهب اسلامی و غیر اسلامی، بهره‌جویی از تفسیر و یا تأویل نصوص دینی است. به عنوان نمونه «ابوقره» از اصحاب حدیث اهل سنت نزد حضرت آمده و می‌گوید: ما روایتی را نقل می‌کنیم که خداوند رؤیت و کلام را میان پیامبرانش تقسیم کرد، کلام را به موسی علیه السلام  و رؤیت و دیدارش را به محمد(ص) عطا نمود[20]. امام رضا علیه السلام  در پاسخ به آموزه‌های رسول اکرم(ص) مبنی بر ممتنع بودن احاطه بر خدا و دیدن پروردگار اشاره، آن را رد نمودند. ابوقره که هنوز از سخن خود کوتاه نیامده بود، به آیه «وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرى[21]» تمسک کرد که حضرت با یادآوری آیات 11 و 18 همان سوره و آیه 110 سوره طه، رؤیت را به دیدن نشانه‌های الهی تفسیر نمودند.[22]

ابزار چهارم مورد استفاده حضرت رضا علیه السلام  برای هدایت مردمان، بهره‌جویی از دعا و نیایش است. به عنوان نمونه در اختیار معرفه‌الرجال آمده است «یزید بن اسحاق» از طرفداران امامت حضرت رضا علیه السلام ، برادری داشت که بر حیات امام کاظم علیه السلام  پافشاری کرده و دائم با یزید، بر سر مسائل مذهبی به مناظره می‌پرداخت.

هنگامی که بحث‌ها بالا گرفته و نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، فرد واقفی به برادرش چنین می‌گوید: «اگر امام تو از منزلت و رفعتی که ادعا می‌کنی برخوردار است، از او بخواه تا برای من دعا کرده، به مذهب حق رهنمون شوم». ابن اسحاق خدمت امام رضا علیه السلام  شرفیاب شده و جریان را بازگو می‌کند. سپس امام در حالی که رو به سوی قبله کرده و دست راست خود را به سوی آسمان گشوده بودند، فرمودند: «اللَّهُمَّ خُذْ بِسَمْعِهِ وَ بَصَرِهِ وَ مَجَامِعِ قَلْبِهِ حَتَّى تَرُدَّهُ إِلَى الْحَقِّ[23]». دعای امام چنان اثرگذار بود که پس از اندک زمانی، فرد واقفی به حقانیت امام هشتم علیه السلام  ایمان می‌آورد[24]

حیثیت علمی امام رضا و حجت نهایی

حیثیت علمی امام، مهمترین عامل در توسعه مذهب شیعه به حساب می‌آمد. به ویژه که مبانی فکری شیعه نیز در آن شرایط، مشخص شده بود و طبعا مرجعیت علمی امام، توسعه فکر شیعی را دربر داشت. رجاء بن ابی الضحاک که مسئولیت آودرن امام را بر عهده داشت، در مورد حوادث طول راه نقل می‌کند که در هیچ شهری از شهرها فرود نمی‌آمدیم، مگر آنکه مردم به سراغ او می‌آمدند و از او در مورد مسائلشان، استفتاء کرده و معالم دینی‌شان را می‌پرسیدند.

او نیز احادیث زیادی از طریق آبائش (تا به علی ( ع) و پیامبر ( ص ) برای آنها، نقل می‌کرد[25]. امام رضا(ع) افزون بر شرکت در مناظرات عمومی و مجالس علمی که مأمون آنها را تدارک می‌دید،‌ در منزل خود و مسجد مرو نیز حوزة علمی تشکیل داده و پذیرای شیعیان و پیروان خویش می شدند، شیعیانی که از شهر‌ها و روستاهای دور و نزدیک برای زیارت آن حضرت و گرفتن راهنمایی و کسب معارف علمی و دینی و حل شبهات و مسائل گوناگون می‌آمدند، تعداد ایشان هر روز بیشتر می‌شد، تا جایی که مأمون احساس خطر کرد و به محمدبن عمرو طوسی دستور داد مانع ورود و اجتماع آنها در خانه حضرت شود. حضرت پس از شنیدن این خبر فرمود: «... خدایا! از کسی که به من ظلم کرده، مرا خوار نموده و شیعیان را از درب خانه من دور کرده است، انتقام مرا بگیر، تلخی‌ خواری و خفت را بدو بچشان چونانکه او به من چشانیده است، و وی را از درگاه رحمت و کَرَمت دور ساز...»

انتهای پیام/

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

موضوع داغ هفته

خبر آگهی

  • هاپیر تایر، خدمتی ویژه در کسب و کار آنلاین

    هاپیر تایر، خدمتی ویژه در کسب و کار آنلاین

    هایپرتایر با ایده‌ای خلاقانه برای ارایه خدماتی متفاوت در عرصه فروش آنلاین تایر بوجود آمد؛ ویژگی اصلی این مجموعه ارایه خدماتی متمایز در زمینه نصب تایرهای عرضه شده به صورت سیار است‌.

آخرین خبرها