راهکار امام موسی کاظم(ع) برای گسترش تشیع | شبکه تلویزیونی ایران ‌کالا

راهکار امام موسی کاظم(ع) برای گسترش تشیع

  • یکشنبه 10 مرداد 1400 01:48
  • شناسه 65860
راهکار امام موسی کاظم(ع) برای گسترش تشیع

در عصر امام کاظم (ع) اقدام مهمی که ایشان انجام دادند تأسیس سازمان وکالت بود که وکلای ایشان در شهرهای مختلف حضور داشتند و این نشان می‌دهد که شیعیان در بلاد اسلامی گسترش یافته بودند.

امروز ۲۰ ذی‌الحجه سالروز میلاد با سعادت حضرت امام موسی کاظم (ع) است. نام حضرت، موسی، کنیه‌هایش ابوالحسن اول، ابوالحسن ماضی، ابو ابراهیم، ابو علی، ابو اسماعیل و القابش کاظم، عبدصالح، نفس زکیه و زین‌المجتهدین بود. ابن شهرآشوب می‌نویسد: از این جهت که حضرت با اخلاق بزرگوارانه‌اش درخشید، به «زاهر» و از این حیث که خشم خود را فرو می‌برد، به «کاظم» مشهور شد. امام کاظم علیه السلام همچون اجداد طاهر خود از همان کودکی به سان خورشیدی فروزنده در خاندان اهل بیت (ع) می‌درخشید.

دوران امام کاظم (ع) مصادف با استبداد و ستمگری حکّام عباسی بود که پس از استقرار و استحکام پایه‌های سلطه خود، مخالفان خود را زیر شدیدترین فشارها قرار دادند، بر همین اساس شیعیان بسیار سخت می‌توانستند با امام ارتباط برقرار کنند، همین خفقان سبب شده بود که برخی از شیعیان درباره جانشین امام صادق (ع) دچار سردرگمی شوند. عصر امام کاظم (ع) دوران بسیار سختی برای شیعیان بود، به طوری که حرکت‌ها و قیام‌های متعددی از طرف شیعیان و علویان علیه خلفای عباسی آغاز شد که همگی آنها سرکوب شدند. همچنین دستگیری و زندانی کردن و شکنجه امام کاظم (ع) باعث شد تا ایشان و امامان دیگر همگی بر لزوم رعایت تقیه از سوی شیعیان پافشاری کنند و به این طریق توانستند تشکّل شیعه را حفظ نمایند.

جهل مردم و عدم انسجام شیعیان عامل غربت امام موسی کاظم(ع)

عباسیان به واسطه اینکه خود را از فرزندان عباس عموی پیامبر (ص) می‌نامیدند با فریب مردم تحت این عنوان که از اهل‌بیت (ع) حمایت می‌کنند خلافت را به دست گرفتند، آنها آگاهانه و بسیار با سیاست وارد عمل شدند وقتی در بین مردم نفوذ پیدا کردند، اما پس از رسیدن به خلافت بیش از بنی‌امیه بر اهل‌بیت (ع) و شیعیان آنها ظلم و ستم روا داشتند.

 پس از شهادت امام صادق (ع) دانش‌آموختگان مکتب ایشان آماده گسترش علوم اهل‌بیت (ع) بودند اگر مردم به واسطه این آگاهی‌ها هوشیار و بیدار می‌شدند به طبع تبعیت از ظلم و ستم عباسیان را برنمی‌تابیدند بنابراین خلفای عباسی برای جلوگیری از رشد فکری مردم نسبت به مبانی حقیقی اسلام و اهل‌بیت (ع) ایجاد خفقان کردند، افزون بر این جهالت و عدم آگاهی مردم سبب شد که امام از حمایت مردمی برخوردار نشود.

 

زمان امام موسی کاظم (ع) عباسیان ارتباط مردم با ایشان را به بهانه‌های مختلف قطع کردند و ایشان را از زندانی به زندان دیگر انتقال می‌دادند چراکه آنها نمی‌خواستند امام کاظم (ع) در ادامه مسیر روشنگری‌های امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مردم را آگاه کنند، بنابراین کار را به جایی کشاندند که حتی یاران و شاگردان امام صادق (ع) را هم دستگیر کرده و می‌کشتند.

زمان امام موسی کاظم (ع) عباسیان ارتباط مردم با ایشان را به بهانه‌های مختلف قطع کردند و ایشان را از زندانی به زندان دیگر انتقال می‌دادند چراکه آنها نمی‌خواستند امام کاظم (ع) در ادامه مسیر روشنگری‌های امام باقر (ع) و امام صادق (ع) مردم را آگاه کنند

یکی از آنها گروه اسماعیلیه بود که پس از امام صادق (ع) امامت امام موسی کاظم (ع) را نپذیرفتند و ادعا کردند که اسماعیل فرزند بزرگ‌تر امام صادق (ع) امام است، هرچند فضائل علمی و اخلاقی اسماعیل در سطوح بالایی قرار داشت اما ایشان در زمان امام صادق (ع) فوت کرد و امام صادق (ع) در ملأ عام بر جسد ایشان نماز خواندند و اعلام کردند که او فوت کرده و فرمودند امام پس از من امام کاظم (ع) هستند؛ اما این فرقه امامت امام کاظم (ع) را نپذیرفتند و قائل شدند که اسماعیل امام هفتم است. از این فرقه فرقه‌های دیگری همچون قرامطه، برمکی‌ها به وجود آمد. این گروه‌ها نیز سبب مشکلاتی شدند.

آنها شیعیان را نه تنها کافر بلکه مهدورالدم می‌دانستند به‌نحوی‌که وقتی امام رضا (ع) ولایت‌عهدی را با آن شرایط خاص پذیرفتند اندکی از خفقان علیه شیعیان کاسته شد. در کتاب جامع‌الانساب است که ناصبی‌ها شیعیان را مهدورالدم می‌دانستند و مال و ناموس آنها را غارت می‌کردند، آنها حتی با ابدان مطهر شیعیان و فرزندان اهل‌بیت (ع) کاخ‌ها ساختند، در بغداد قصری به نام قصرالحمرا وجود دارد که هر ردیف از دیوار آن را درست می‌کردند و از سادات بنی‌فاطمه زنده‌زنده در آن دفن می‌کردند، به همین دلیل بسیاری از سادات به اطراف و اکناف متواری شدند و حتی اعلام نکردند که از فرزندان رسول اکرم (ص) و یا شیعه هستند. از برکات ولایتعهدی امام رضا (ع) این بود که شیعیان رسماً شیعه بودن خود را اعلام کردند چراکه دیگر کسی نمی‌توانست به آنها آسیب برساند.

در زمان امام موسی کاظم (ع) گروهی به نام واقفیه به وجود آمدند که گفتند پس از امام موسی کاظم (ع) امامت قطع شده است، یکی دیگر از گروه‌ها گروه غالیه بودند که سردمدار آنها محمدبن بشیر بعدها ادعای نبوت کرده و امام کاظم (ع) را خدا معرفی کرد تا جایی‌که امام کاظم (ع) دستور برخورد با او را صادر کردند، گروه دیگری به نام قرامطه از شیعیان اسماعیلیه اهل ایران که بسیار تندرو بودند، آنها برای رسیدن به مطامع خود غارت اموال مسلمانان را جایز می‌دانستند آنها حتی در خانه خدا هم دست به قتل و غارت زدند.

برخی در مدینه از ظلم و ستم عباسیان به ستوه آمده بودند، یکی از نوادگان امام حسن مجتبی (ع) به نام حسین جوانی کمتر از ۳۰ سال بود که قیام کرد و برخی از شیعیان اهل‌بیت (ع) هم گرد او جمع شدند، آنها در مدینه قیام کردند و حاکم مدینه را سرنگون و به سمت مکه حرکت کردند، سال ۶۹ هجری قمری روز یوم‌الترویه که شهر مکه خالی بود در محلی از این شهر به نام فخ مأموران خلیفه عباسی به آنها که مُحرم و بدون سلاح بودند حمله کردند و همه را به شهادت رساندند، زمانی که امام موسی کاظم (ع) خبر شهادت آنها را شنیدند بر این جنایت صورت گرفته بسیار گریستند.

با وجود گروه‌های افراطی و غالی حقیقت تشیع آنگونه که باید گسترش پیدا نکرده بود و ارتباط آنها با اهل‌بیت (ع) محکم نبود، عدم آگاهی مردم از حقایقی که نزد اهل‌بیت (ع) است برای آنها مظلومیت ایجاد کرده بود، جهل مردم و عدم انسجام شیعیان با یکدیگر برای حمایت از امام معصوم (ع) از جمله عواملی بود که سبب شد امام در مقابل خلفای ظلم و جور عباسیان تنها مانده و به شهادت برسند.

در دوران امام کاظم (ع) شیعه رو به گسترش بود اگرچه دچار چالش و انشعاب می‌شد اما در کنار برخی ریزش‌ها رویش هم داشت، از زمان پیدایش شیعه تا امروز رو به گسترش بوده است تا جایی که امروز هم جهان استکبار نگران گسترش شیعه در جهان است.

 پس از شهادت امام صادق (ع) و در عصر امام کاظم (ع) شش فرقه ایجاد شدند که تنها پیروان امام کاظم (ع) در مسیر حق قرار داشتند. انشعابات جمعیت قابل توجهی نبودند و بیشتر آنها از بین رفتند و تنها اسماعیلیه باقی ماندند که تا امروز هم ادامه دارد.

در عصر امام کاظم (ع) اقدام مهمی که ایشان انجام دادند تأسیس سازمان وکالت بود که وکلای ایشان در شهرهای مختلف حضور داشتند و این نشان می‌دهد که شیعیان در بلاد اسلامی گسترش یافته بودند.

تبلیغات منفی و فشارهای والی عباسی در مدینه بر علیه علویان سبب شد یکی از فرزندان اهل‌بیت (ع) به نام حسین ابن‌الحسن قیام کند او پس از مدینه به سوی مکه حرکت کرد اما زمانی که مُحرم و بدون سلاح به طواف خانه خدا مشغول بودند در محلی به نام فخ توسط مأموران عباسی به شهادت رسیدند. او از امام کاظم (ع) دعوت کرده بود که با او همراه شود امام نپذیرفتند اما او را هم از قیام نهی نکردند و فرمودند اگر می‌خواهی قیام کنی ضربه محکمی به دشمن بزن، پس از شهادت حسین‌ابن‌الحسن امام کاظم (ع) فرمودند او کسی بود که شب‌ها به عبادت و روزها را به روزه‌داری می‌پرداخت همواره امر به معروف و نهی‌از منکر داشت. این تعابیر نشان می‌دهد که قیام او از سوی امام کاظم (ع) رد نشده است.

 در زمان امام کاظم (ع) شیعیان گسترش پیدا کرده بودند حتی در بغداد و نقاطی از ایران حضور داشتند اما انسجام و قدرت لازم را نداشتند که در مقابل حاکمیت عباسی آنگونه که باید از امام حمایت یا دفاع کنند. گسترش شیعیان سبب خوف خلفای عباسی شده بود و آنها هم در به شهادت رساندن امام تا حدی از ناحیه شیعیان خوف داشتند. پس‌از شهادت امام کاظم (ع) عباسیان تلاش می‌کنند که مرگ امام را طبیعی نشان دهند که بدنه جامعه اسلامی بر علیه آنها شورش نکنند.

انتهای پیام/

مطالب بیشتر از «یادداشت»

نظر شما

شما در حال ارسال پاسخ به نظر «» می‌باشید.

نظرات بینندگان

جدید ترین برنامه ها

آخرین خبرها